۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه
می خوام ببینم چقدر می تونم به اهدافم پایبند باشم می خوام ببینم چقدر عرضه دارم!!
می خوام شما هم اینو ببینید و بعد بهم نگید حقت نبود یا بود! می خوام شانس رو حذف کنم از زندگیم می خوام دیگه نگم خوش شانسی یا بد شانسی!
من سال دیگه کنکور دارم.حداقل انتظارم از خودم رتبه ی زیر 100 هست.دوست دارم چون! شما من رو توی این 1 سال می بینید و تلاش هامم همین طور دوست دارم خیلی منطقی بگید چقدر تلاش کردم!
من تا سال دیگه هیچ کاری جز فکر کردن به درس نمی کنم. من تنها به این فکر می کنم که می خوام آینده مو بسازم همین...
آناهیتایی که من توی سال دیگه می بینم کمی مضطرب هست اما نه به خاطر کنکور و نتیجش به خاطر این که 18 سالش شده! باید بره دانشگاه...
دیگه نمی کشم بنویسم! نمی دونم باید چی گفت....
باید دید چی میشه...
Believe
بعضی آهنگها می توانند یک جور الهام بخش باشند یا زندگی آدم را تغییر بدهند...
این آهنگ از جاش گروبان این طور بود برای من:(حتما دانلود کنین!)
Children sleeping
snow is softly falling.
Dreams are calling
like bells in the distance.
We were dreamers not so long ago.
But one by one we all had to grow up.
When it seems the magic slipped away,
we find it all again on Christmas day...
Believe in what your heart is saying,
hear the melody that's playing.
There's no time to waste,
there's so much to celebrate.
Believe in what you feel inside,
And give your dreams the wings to fly.
You have everything you need,
If you just believe.
Trains move quickly to their journey's end.
Destinations are where we begin again.
Ships go sailing far across the sea.
Trust in starlight, to get where they need to be.
When it seems that we have lost our way,
we find ourselves again on Christmas day...
Believe in what your heart is saying,
hear the melody that's playing.
There's no time to waste,
there's so much to celebrate.
Believe in what you feel inside,
And give your dreams the wings to fly.
You have everything you need,
If you just believe.
If you just believe.
If you just believe.
If you just believe.
Just believe.
Just believe.
۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه
گاهی آدما یه حرفایی می زنند!
بعد انتخاب رشته یعنی دقیقا زمانی که مطمئن بودم عمرا مهندسی شیمی قبول شم خیلی خیلی حالم گرفته شد...یک جوری دپرس بودم...راجع به کارای ناتمامم...راجع به آرزوهای نرسیده ام...راجع به خراب شدن نقشه هایم... اون جا یعنی توی اتوبوس خیلی جدی قسم خوردم که اگر مهندسی شیمی قبول شم باهاش شیمی محض بخونم ...!!
خدایا .... الان مهندسی شیمی قبول شدم با ناباوری !!
شاید اون موقع برایم کاری نداشت این کار اما الان ...!!
خدایا سخته...یعنی سخت نیست...من یک جور کسلم!من لیدر هستم الان اما ...لیدر خوبی شاید نیستم.شاید مسئول نیستم.شاید زیادی تنبل شدم.نمی دانم مشکلی در من هست...
خدایا کمک کن این مشکل حل شود
همین!
۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه
Tomorrow May Not Be
۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه
دوستش دارم
آره...دوسش دارم! رتبه امو می گم! خیلی دوسش دارم! هر کدوم از رقم هاش یک دنیا رو برام زنده می کنند... دوسش دارم...
تو بگو اه! این چیه! برام مهم نیست! رشته ام هم دوست دارم...
به درک که خوب نشدم... اصلا کی گفته این بده؟!