به تو چه ؟ من می خوام خودمو آتیش بزنم اصلا!جون خودمه زندگی خودمه ! دوست دارم! متنفرم از این که تو کارام دخالت کنین!من به مامان بابام اجازه دخالت نمی دم چه برسه به …
۱۳۹۰ تیر ۲۵, شنبه
۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه
من خوشحالم!
خوشحال بودم که یکی تو این دنیا هست که می دونه واقعا من کیم،چی می خوام،چیا دوست دارم و خوشحالم می کنه بعد تر خوشحالم نکرد،دوست داشتن زیاد یک آدم قطعا شعف نمیاره…درد میاره!حالا هم که باید وانمود کنم خوشحالم وقتی دلم تنگ شده ، وقتی ناامیدی وجودمو گرفته وقتی نمی تونم تکون بخورم وقتی بغض راه بر صدایم می بنده…
انگار باید به همه دروغ گفت و فیلم بازی کرد…
۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه
اجناس فروخته شده پس گرفته نمی شوند؟
خیلی چیزا رو گرفتم و بعد دیدم نمی خوام،حالا مسئولیت بوده مقام بوده لباس بوده رشته بوده … اون زمان خیلی راحت پسشون دادم!گفتم نمی خوام،نمی تونم تحمل کنم
خیلی دوست دارم برم جونمو بگیرم بدم به خدا و بگم نمی خوام!من این زندگی رو نمی خوام…
بعد از فیس بوک، پلاس هم نیامده به چیزی شبیه به گه تبدیل شد
و از ویژگی هایش این بود که حضورش در هر محیط مجازی سبب می شد که حالم از آنجا بهم بخورد…
اشتراک در:
نظرات (Atom)