۱۳۹۳ مهر ۸, سه‌شنبه

چارلز بوکوفسکی

اثر انگشت ما از قلب هایی که لمس کردیم هرگز پاک نخواهد شد

از پارک آب و آتش تا نزدیکهای انقلاب

خب دیگه رکورد قدم زدن ها هم مال تو نیست...

You ve saved me once again

هرچی از دوستی می گذره شادتر و راحت تر می شه. همین طور استیبل تر. با این که تجربه های خوبی از روابط انسانی ندارم ولی این دوستی هنوز بکره و خراب نشده. امیدوارم تا بعد کنکورم چیزیش نشه. اگه صادقانه بخوام بگم دوست ندارم کلا چیزیش بشه.
البته هنوز یکسال هم نگذشته و زمان خوبی نیست برای این قضاوت که ما دوست های پایداری می شویم یا نه.

۱۳۹۳ مهر ۶, یکشنبه

وقتی فرصت کتاب خوندن نیست فیلم دیدن ، حتی سوررئال دیدن بهترین تسکینه
پی نوشت:حتی واسه بچه کلاس پنجمی انیمیشن سوررئال می برم

۱۳۹۳ مهر ۴, جمعه

"بیدار می شویم. امروز چه روزی است؟ اول ژانویه 1841. پتر به ما دستور داد سالهایمان را از میلاد مسیح حساب کنیم. پتر کبیر به ما دستور داد ماه هایمان را از ژانویه محاسبه کنیم.
وقت لباس پوشیدن است:لباسمان به سبکی است که پتر اول مقرر داشت، یونیفرممان مطابق مد اوست. پارچه اش در کارخانه ای بافته شده که او ایجاد کرد؛ پشم آن از گوسفندی چیده شده که او پرورشش را آغاز کرد.
کتابی به چشممان می خورد:پتر کبیر این خط را عرضه داشت و خودش حروف را مشخص کرد. شروع به خواندن می کنی: این زبان در عصر پتر اول به زبان نوشتاری، به زبان ادبی تبدیل شد و جای زبان پیشین کلیسا را گرفت.
روزنامهها را می آورند:پتر آنها را عرضه داشت.
باید چیزهایی بخری : همه از دستمال ابریشمی تا تخت کفشت تو را به یاد پتر کبیر می اندازد. برخی را او دستور داد بیاورند، برخی دیگر را او بار کشتی هایش کرد و به بندرگاه هایشان آ رو و از طریق آبراه ها و جاده هایش عرضه داشت تا مورد استفاده قرار بگیرند."
تاریخ روسیه، نیکولای ریازانوفسکی
چیزی که در این نوشته جالب است این است که انگار کل سرزمین ملک خصوصی تزار بوده : استفاده از عبارات کشتی هایش، بندرگاهش ، آبراه ها و جاده هایش. احتمالا نویسنده قصد داشته که تاکید کند همه این ها از برکت حضور پتر است، اوست که بندرها و کشتی ها را ایجاد کرد اما باز هم به نظر می رسد که روسیه ملک خصوصی تزار است و او هرکاری نه با کشور بلکه با مردم می کند:از اصلاح صورت گرفته تا مالیات ریش و تقویم.