خوشحالم از این که مردم بخش مسخره باز، خندان ، بی احساس و... از من رو می بینند. کسی که دلش غش نمی رود، عمیق عاشق نمی شود ، وفادار نیست و... این ها حداقل نشان می دهند به خوبی فیلم بازی می کنم و حداقل یک چیز را خوب یاد گرفتم.
۱۳۹۴ خرداد ۲۳, شنبه
۱۳۹۴ خرداد ۲۱, پنجشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۱۴, پنجشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه
به دوستی یا نوعی از دوستی نیاز دارم که اطرافم نیست. مثلا به او بگویم چقدر از ازواج بی زارم، چقدر سختم است سر و کله زدن با کسانی که خنگ هستند. چقدر حس بد می کنم از این که انقدر تنهام و چقدر عصبانیت سمتم می آید وقتی ادم ها حرفم را نمی فهمند.
چقدر دوست دارم مثلا بگویم چقدر رمانتیک هستم و نزدیک شدن های یهویی مردها توی ذوقم می زند. چقدر از این مینیمالیسم خسته ام:من ازت خوشم اومده بیا دوست شیم.
متاسفانه فاصله عجیبی بین امر مطلوب و زندگی روزمره ام وجود دارد و حتی امیدوار نیستم سمت مطلوبیت هم حرکت کنم.
اشتراک در:
نظرات (Atom)